السيد حامد النقوي

195

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

راوى خبر مىگويد كه : من عرض كردم يا أمير المؤمنين بيان بفرما براى من اين حجج خدا را . آن حضرت فرمود كه اين حجج خدا همان أشخاص هستند كه خداوند عالم ايشان را قرين كرده است بنفس خود و بنبىّ خود ، پس فرموده است : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » . پس عرض كردم من : فدايت شوم ! واضح نما براى من اين أشخاص را . پس آن حضرت فرمود كه اين أشخاص همان كسان هستند كه جناب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در حقّ ايشان بمقامات عديده و در آخر خطبهء خود روز رحلت ارشاد فرمود : إنّى تركت أمرين لن تضلّوا بعدي إن تمسّكتم بهما كتاب اللَّه و عترتي أهل بيتي . يعنى : من گذاشته‌ام در شما دو چيز كه اگر به آن دو چيز تمسّك نمائيد هرگز گمراه نخواهيد شد ، و آن دو چيز كتاب خدا و عترت من اهل بيت من هستند ، پس بتحقيق كه لطيف خبير خبر داده است مرا كه اين دو چيز هرگز از هم جدا نمىشوند تا اينكه وارد شوند بر من در مقام حوض كوثر مثل اين دو انگشت من ، و اشاره فرمود بجمع هر دو انگشت شهادت خود نه مثل اين دو انگشت ، و اشاره فرمود بجمع انگشت شهادت و انگشت وسطى خود . بعد از آن فرمود كه : پس بنمائيد به اين هر دو چيز و هرگز مقدّم نشويد بر اهل بيت من كه گمراه خواهيد شد ، انتهى الحاصل . و از اين خبر هدايت أثر فوائد عديده و عوائد سديده كه هر يك از آن مشيّد مبانى ايمان و موطّد أساس عرفانست مثل مهر تابان روشن و نمايان مىگردد . اول آنكه : از آن ظاهر مىگردد كه معرفت أئمّه عليهم السّلام از أركان ايمانست . دوم آنكه : از آن واضح مىشود كه هر كه أئمّه عليهم السّلام را مثل معرفت خدا و رسول نشناسد او گمراه است . سوم آنكه : از آن عيان مىشود كه أئمّه عليهم - السّلام حجج خدا در زمين خدا و شهداء خدا بر خلق خدا مىباشند . چهارم آنكه : ثابت مىگردد كه خداوند عالم ايشان را در آيهء « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » بنفس خود و بنبىّ خود قرين فرموده و مراد او از أولى الأمر ايشانند لا غير . پنجم آنكه : از آن محقق مىگردد كه أولى الأمر كه در قرآن مسطورند